كنگره 60 جسم فيزيكي انسان را جزء صور آشكار مي داند.  و نيز ((سيستم ايكس)) كه سيستم توليد كننده مواد شبه افيوني در بدن انسان مي باشد، و موادي مانند پاپاورين، سرتونين، دينورفين و اندروفين و... را در بدن توليد مي كند و اينگونه، در ايجاد تعادل در جسم و به تبع آن در روان انسان نقش حياتي را ايفا مي كند. به عبارتي، فردي كه سيستم ايكس او به درستي عمل مي كند، روح و روان سالم و درستي خواهد داشت.

   و اما در مورد صور پنهان نيز در آموزش هاي جهان بيني، با آنها آشنا مي شويم. در اينجا جناب مهندس براي بيان موضوع وسوسه در انسان، مثال ((سگ پائولوف)) را مي زنند كه آقاي پائولوف براي غذا دادن به سگ خود از يك زنگ استفاده مي كرده و هرگاه زنگ نواخته مي شد، سگ براي دريافت غذا، خودش را مي رسانده و اصطلاحاً، شرطي شده بود و با شنيدن صداي زنگ، معده اش ترشح مي كرده و بي اختيار به سمت غذا مي دويده است. اين اتفاق، در مورد افراد مصرف كننده نيز صدق مي كند؛ يعني شخص مصرف كننده با ديدنمواد يا شنيدن بويآن و يا...، بي اختيار تحريك مي شود و به سمت مصرف مواد مي رود. جناب مهندس در ادامه مي فرمايند كه: حالا من سؤالي از شما دارم. اگر شما به اين سگ، به اندازه كافي غذا بدهيد و او را سير كنيد، آيا باز هم با شنيدن صداي زنگ به سمت غذا مي رود؟ من كه بعيد مي دانم. فرد مصرف كننده نيز همينطور است؛ تا زماني كه قطع ناگهاني مصرف كرده وخمار باشد به محض روبرو شدن با مواد مخدر تحريك مي شود و اختيار را از دست مي دهد. اما چنانچه سيستم توليد كننده مواد شبه افيوني و بيوشيمي در بدن وي به كار افتاده باشد، به هيچ وسيله ايي تحريك نخواهد شد. مانند رها شدگان در كنگره60 و علي الخصوص كمك راهنمايان كه با وجود اينكه دائماً با شربت OT و اسامي ساير مواد و انواع مصرف كنندگان، چيزي به اسم وسوسه را نمي شناسند.

   سپس جناب مهندس با اشاره به مثلث درمان اعتياد، يعني (( جسم- روان- جهان بيني))، فرمودند كه: ما در پيرامون ((روان))، به بحث مي پردازيم. دو عامل وجود دارد كه در روان انسان تأثير مي گذارد. 1) فيزيولوژي و يا سيستم ايكس بدن 2) تفكرات و ديدگاه ها و انديشه هاي انسان

نخست در مورد فيزيولوژي بدن صحبت مي كنيم. براي مثال اگر فردي سيستم ايكس بدنش با اختلال مواجه گردد، براي خوابيدن با مشكل مواجه مي شود زيرا براي خوابيدن، لازم است كه ((سرتونين)) و (( آدرنالين)) در بدن انسان ترشح گردد در غير اينصورت فرد نمي تواند بخوابد.  و يا اگر شخصي سطح ((دوپامين)) بدنش بالا برود دچار اسكيزوفرني و يا همان توهمات واقعي، مي گردد و به قول علما، دو قطبي مي شود و نيز پائين آمدن سطح دوپامين در بدن باعث ايجاد افسردگي در انسان مي شود و در اين مواقع، روانپزشك از قرصهايي استفاده مي كند تا سطح دوپامين در بيمار را بالا ببرد. اين قرص ها اگرچه در كوتاه مدت مؤثر هستند اما در دراز مدت،  خود همين قرصها باعث بروز مشكلات مي شوند. قابل ذكر است مواردي همچون ورزش و نيز چگونه زندگي كردن و تغذيه هم، در سيستم فيزيولوژي بدن بسيار مؤثر است. و نيز نوع نگاه و ديدگاه افراد نسبت به مسائل و وقايع مختلفي كه در زندگي افراد پيش مي آيد، مي تواند مؤثر باشد.

   و اما من امروز مي خواهم از قسمت ديگري از صور پنهان به نام ((حس))، با شما صحبت كنم. در ابتدا مطلبي را از استاد رعد مي خوانم كه مربوط است به تاريخ 19/11/80 كه مي فرمايد: (( در انسان، پنج حس ظاهري وجود دارد كه مربوط به ساختمان جسم است و حيوانات هم دارند كه در بعضي ضعيف و در بعضي ديگر قوي مي باشند. مثل حس بويايي كه در سگ بسيار قوي مي باشد. چه انسان و چه حيوان، براي بقاي زندگي، به اين حس ها نيازمند هستند. حس زماني در انسان كار مي كند كه جسم و روح با هم باشند وگرنه اين حس ها كار نمي كنند. مانند زماني كه در خواب هستيم و نيز زماني كه انسان مي ميرد. اما پنج حس ديگر نيز براي انسان وجود دارد كه مخصوص صور پنهان او مي باشد و با هفت پيكر در ارتباط مي باشند و هيچ يك از اين حس ها و پيكر ها قابل لمس نيستند اما قابل حس با هم نوع خودش مي باشد و با عالم بيرون و غير، كه مي دانيد، در ارتباط مي باشد. ))

   توضيح مهندس: استاد رعد مي خواهند بگويند كه وقتي كه حس هاي جسمي كنار رفت و روح جدا شد،  آن روح يا كالبدهاي ديگر نيز داراي پنج حس مي باشند كه ما مي توانيم از آنها استفاده كنيم. آن حس ها با نوع خودشان قابل لمس مي باشند.  ما در كنگره مطلبي داريم كه مي گويد: (( به آنچه هست پي بردن، تمناي دل مي خواهد و الهام به آن شكل مي دهد ، آنگاه كه تصوير شكل گرفت با پالايشهاي مداوم به تراوشها استحكام مي بخشد و آن سخن و آن شكل به گونه ايي ديگر مورد كاوش ماست. حس همانند خداوند است و در تمام هستي و نيستي موجود و رؤيت ناپذير اما همنام خودش قابل لمس است.))  يعني شما اگر مي خواهيد حس زنبور عسل را درك كنيد بايد يك زنبور عسل بشويد. براي فهميدن يك معتاد بايد يك معتاد بود.

    براي درك هر حسي يك وسيله ايي لازم است. مثلاً چشم براي ديدن. اما در حس بيرون وسيله قابل ديد نداريم. مانند ديدن تصاوير بدون چشم يعني در خواب و يا ديدن خويش در عالم ديگر كه به نظر مي رسد شما خواب هستيد و گيرنده چشم شما كاملاً خاموش است اما تصاوير ضبط مي گردد. ولي خود شما نمي دانيد. با كدام وسيله ضبط گرديده است؟  تنها ارتباط روح در ميان بوده است چون هيچ وسيله ايي كه بتواند نشان بدهد كه شما توسط آن ديده ايد، در عمل بكار گرفتن تصاوير نبوده است و اگر هم بوده شما نمي توانيد رؤيت نمائيد. زيرا فقط جسم به ظاهر بي حركت شما با قسمتهاي ديگر مي توانسته به سير بپردازد. مي دانيد دوست من كه چه مي گويم؟ يعني سير وسلوك كه جسم در آن داخل نيست. باز هم بگويم؟

نگهبان: آري

 قبلاً گفتيم  كه هر انديشه ايي كه شما نمائيد دليل بر بودن آن انديشه مي باشد به عبارتي هيچ چيز در دنيا نيست مگر در انديشه باشد ...

توضيح جناب مهندس: اول اينكه معني جسم در سير و سلوك داخل نيست، يعني اينكه بسياري از اتفاقات مانند گفتن و شنيدن و... كه در خواب اتفاق مي افتد هيچ ربطي به جسم ندارند و ممكن است در خواب، سر شما را هم بشكنند و خون هم بيايد اما در جسم اتفاقي نمي افتد.

 مطلب دوم اينكه هر چه كه انسان فكر مي كند و يا متصور مي شود حتماً وجود دارد پس خيال هم جزئي از آن مي شود و چون هست ما به آن فكر مي كنيم.

پــايــان